خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
516
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
مثلا اگر خمرى مسكرتر از خمرى ديگر باشد ، خمر مطلقا مسكر خواهد بود . اين موضع علمى است و مىتواند براى اثبات نافع باشد . در مشهور به ايندو قضيه عناد مىكنند : خمود شهوت پسنديدهتر از فجور است ، و در حالى كه نمىتوان گفت خمود پسنديده است . در حقيقت هيچكدام از ايندو پسنديده نيست تا يكى پسنديدهتر باشد ، بلكه بايد گفت فجور ناپسنديدهتر است . اين نيز موضعى جداگانه شمرده شده است . 11 - عروض دو ضد براى موضع به صورت تساوى است ، يعنى اگر يكى از دو ضد طبيعى باشد ، ضد ديگر نيز چنين است و اگر يكى اينگونه نباشد ديگرى نيز اينگونه نخواهد بود . مثلا اگر بغض عارض قوت غضبى باشد ، حبّ نيز عارض همان قوت است نه اينكه عارض قوت شهوى باشد . و اگر جهل عارض قوت شهوى باشد ، علم نيز عارض همان خواهد بود نه عارض قوت نطقى . اين موضع در ابطال نافع است . اما در اثبات در صورتى نافع است كه مطلوب ، امكان عروض باشد ، اما اگر مطلوب ، وجود باشد ، در اثبات نافع نخواهد بود . برحسب تحقيق ، موضوع دو ضد يك امر است اما لازم نيست كه هردو ضد عارض و طارى موضوع باشند ، بلكه ممكن است يكى لازم بوده و يا منتقل به عدم باشد . و سبب شهرت حكم مذكور يا استقراست و يا ايهام عكس كه منتقل ضد است ، اگرچه ضد ممكن است كه منتقل نباشد . اين موضع بالقوه ، در مقابل موضعى است كه ضد عارض موضوع ، ضد موضوع است . 12 - هر امرى كه به مقارنت با امرى اقتضاى حالى كند ، يا هر امرى كه زيادى آن مقتضى زيادى حالى باشد آن حالت براى آن امر ثابت خواهد بود . مثال اول : عدالت در مرد مقتضى جمال مرد است ، پس عدالت جميل است . مثال دوم : اگر شجاعت با عدالت مقارن شود ، مقتضى افزايش فضيلت است پس شجاعت نيز فضيلت است . اين موضع ، مشهور ضعيف است و در خلقيات استعمال مىشود ، براى ابطال نافع نبوده و علمى نيست . زيرا مثلا ، حركت در صورت تقارن با ماده مقتضى حرارت بوده و با ازدياد حركت ، حرارت افزوده مىشود اما حركت حارّ نيست . 13 - هر امرى كه در موضوع ، به صورت اكثرى باشد و در محمول نيز اينگونه خواهد